رازهای خلاق بودن استیو جابز Steve jobs

بیچاره هستید اگر فکر کنید همه‌چیز به قیمت وابسته است و باز هم بیچاره‌تر هستید اگر فکر کنید تنها می‌توان روی قیمت با دیگران رقابت کرد.
خبر درگذشت «استیو جابز»، جادوگر اپل، بدون شک یکی از مهم‌ترین اخباری بود که دوستداران فن‌آوری ‌اطلاعات نه‌تنها در ماهی که گذشت بلکه در یک‌سال اخیر، شنیدند.
آقای اپل در اثر متازتاز سرطان پانکراس دچار ایست تنفسی شد و در 56‌ سالگی درگذشت. او در طول 35‌ سال فعالیت حرفه‌ای خود، همواره موفق بود و بی‌شک برای رسیدن به این موفقیت از رموزی استفاده می‌کرد که شاید کمتر کسی از آن آگاه باشد. شاید به همین دلیل بود که پس از مرگ استیو جابز، تعداد بسیاری پیام تسلیت از مردم دنیا که تحت تاثیر وی و نبوغش قرار گرفته بودند، مخابره و به اطرافیان وی ارسال شد.
امروز دیگر نام اپل در کنار استیو جابز و محصولات شگفت‌انگیزی با نشانه «i» از قبیل: iPhone، iPod iPad، iTunes، iMac، iBook، iAD، iOS و... شناخته می‌شود و بسیارند کسانی که با جزئیات یا چگونگی و نحوه زندگی وی آشنایی داشته و مسائل مربوط به آن را دنبال می‌کنند اما به نظر می‌رسد صرف‌نظر از زندگینامه این مبدع و بنیانگذار اپل، آن‌چه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد، درس‌هایی است که استیو جابز می‌تواند به هر فردی بدهد.
«گای کاوازاکی» 52‌ ساله که در بخش سرمایه‌گذاری در «سلیکون ولی» اشتغال دارد و در نخستین سال‌های شکل‌گیری اپل در جهت موفقیت این شرکت کمک‌های شایانی کرده، درپی درگذشت استیوجابز روی پروفایل خود در «گوگل پلاس» فهرستی از نکات رازآمیزی را نوشته که می‌گوید آن‌ها را در طول کار با جابز آموخته است.
«کاوازاکی» که کار با استیو جابز را از 1983 آغاز کرد به مدت چهار سال همکاری نزدیکی با رئیس اپل داشت. اکنون وی این فهرست را تدوین کرده است تا هیچ یک از درس‌های جابز از بین نروند یا به دست فراموشی سپرده نشوند.
1 -کارشناسان هیچ‌چیز نمی‌دانند
روزنامه‌نگاران، تحلیلگران، مشاوران، بانکداران و راهبران نمی‌دانند چه بکنند، بنابراین تنها به شما مشاوره می‌دهند. آن‌ها به تو می‌گویند چه چیزی در محصول تو وجود دارد که خوب عمل نمی‌کند اما قادر نیستند محصولی بهتر را بسازند. آن‌ها می‌توانند به تو بگویند چگونه یک محصول را بفروشی اما خود قادر به فروش آن نیستند.
آن‌ها می‌توانند به تو توضیح دهند چگونه گروه‌های کاری بزرگ تشکیل‌دهی اما خودشان بدترین دفاتر را دارند. برای مثال، کارشناسان به ما می‌گویند 2 نقص مهم «مکینتاش» در اواسط دهه 80 فقدان حمایت برای یک چاپگر چرخشی و نبود لوتوس3،2،1 بود؛ این تنها چیزی است که کارشناسان می‌توانند به ما بگویند.
2 - مشتریان نمی‌دانند چگونه چیزی را که می‌خواهند به تو بگویند.
نقطه تمرکز اپل، نیمکره راست مغز استیو بود که با نیمکره چپ حرف می‌زد. اگر از مشتریان بپرسی چه چیزی می‌خواهند، آن‌ها به تو می‌گویند: «بهترین، سریع‌ترین و ارزان‌ترین». اما این صدای یکنواخت تکراری بویی از یک تغییر انقلابی نبرده است.
مشتریان تنها می‌توانند آرزوهای خود را در قالب کلماتی بیان کنند که هنوز درحال استفاده از آن‌ها هستند؛ در دوره‌ای که در آن مکینتاش تولید می‌شد، همه می‌گفتند می‌خواهند رایانه‌ای با بهترین، سریع‌ترین و ارزان‌ترین سیستم عامل MS-DOS داشته باشند. بهترین چیز برای یک شروع، تولید محصولی است که تو می‌خواهی استفاده کنی؛ این چیزی است که استیو جابز و استیو وزنیاک انجام دادند.
3 - اهمیت جهش به جلو
تغییرات بزرگ، زمانی رخ می‌دهند که تو جهشی فراتر از قدم‌های یکنواخت برداری. بهترین تولیدکنندگان چاپگرهای چرخشی در ابتدا شروع به تعریف ویژگی‌های جدیدی کردند که متفاوت بودند.
اپل یک جهش رو به جلو برداشت: چاپگرهای لیزری. به آن‌هایی فکر کنید که یخ جمع می‌کردند. به شرکت‌هایی فکر کنید که یخ را تولید می‌کردند و به آن‌هایی فکر کنید که یخچال‌ها را می‌سازند. آیا هنوز هم امروز کسی هست که در طول زمستان یخ جمع کند؟
4 - بیشترین، بزرگ‌ترین است و بیشترین چالش، کیفیت کار را بهتر می‌کند
من همیشه با این ترس کار می‌کردم که استیو بتواند به من بگوید من عالی نیستم یا کارم هیچ ارزشی ندارد. این ترس، چالش بزرگ من بود اما رقابت با IBM و مایکروسافت یک چالش عظیم بود. تغییر دادن دنیا یک چالش بزرگ بود. من و کارمندان اپل (قبل و بعد از من) کار خود را به بهترین شکل انجام داده‌ایم چون باید برای انجام این چالش‌های بزرگ حداکثر توان خود را صرف می‌کردیم.
5 - روی طراحی حساب کن
استیو با درخواست‌های عجیب خود درباره طراحی، افراد مختلفی را دیوانه می‌کرد، بعضی از قاب‌های سیاه به اندازه کافی سیاه نبودند. انسان‌های فناپذیر عادی فکر می‌کنند، رنگ سیاه سیاه است و خاکستری خاکستری اما استیو یک کمالگرا بود و حق داشت؛ بعضی افراد طراحی را در دل دارند، درحالی‌که بسیاری دیگر تنها به آن توجه می‌کنند.
6 - زمانی‌که از گرافیک‌های بزرگ و حروف درشت استفاده می‌کنی نمی‌توانی اشتباه کنی
نگاهی به اسلایدهای استیو فونت حروف در سایز 70، از نوعی است که یک نمایشگر یا گرافیک بزرگ دارند. حال به رونمایی‌هایی فکر کنید که دیگرانی که در بخش فن‌آوری مشغول به کار هستند، انجام می‌دهند.
آن‌ها از فونت با سایز هشت استفاده می‌کنند و عناصر گرافیکی در رونمایی‌های آن‌ها وجود ندارد. بسیاری از مردم می‌گویند استیو بزرگ‌ترین معرفی‌کننده برای محصولات جدید بود... اما هیچ شده از خود بپرسید چرا افراد بسیار کمی ‌هستند که از سبک وی تقلید می‌کنند؟
7 - تغییر ایده نشانه‌ای از هوش است
زمانی که اپل اولین «آی فن» را عرضه کرد، هیچ برنامه جنبی برای آن وجود نداشت.
برنامه‌های جانبی (app) را استیو به وجود آورد. آن‌ها ایده بدی بودند چون هرگز نمی‌دانستی با تلفن تو چه کار می‌توانند بکنند. در ابتدا تعریف برنامه‌های جانبی وب در داخل مرورگر «سافاری» تنها امکانی بود که می‌توانست تصور شود.
تا این‌که 6ماه بعد، استیو تصمیم گرفت برنامه‌های جانبی را به عنوان ابزارهای مناسبی به کار برد. اپل در مدت زمان کوتاهی راه‌های بسیاری را پیمود تا به شعار معروف خود برسد: «برای هر چیزی یک برنامه جانبی وجود دارد» there's an app for tha
8 - ارزش با قیمت فرق دارد
بیچاره هستید اگر فکر کنید همه‌چیز به قیمت وابسته است و باز هم بیچاره‌تر هستید اگر فکر کنید تنها می‌توان روی قیمت با دیگران رقابت کرد. قیمت تمام آن چیزی نیست که شما باید روی آن حساب کنید: آن‌چه باید روی آن حساب کرد، حداقل به اعتقاد تعداد کمی ‌از مردم، ارزش است.
ارزش است که باید در آماده‌سازی محصول خود به آن فکر کنید تا بتوانید لذت استفاده از بهترین دستگاه موجود را به مشتری بدهید. می‌توانیم بگوییم هیچ‌کس محصولات اپل را به خاطر قیمت پایین آن‌ها نمی‌خرد.
9 - نمایش‌های مدیر اجرایی
استیو جابز قادر بود 2 بار در سال و در دوره رونمایی‌هایش به میلیون‌ها نفر نشان دهد iPadها، iPodها، iPhoneها و Macها چگونه کار می‌کنند. چرا بسیاری از مدیران اجرایی (CEO)، معاونان یا سایر مدیران ارشد خود را روی صحنه مراسم رونمایی صدا می‌زنند؟ شاید برای این‌که نشان دهند در پس یک محصول، مجموعه‌ای پرقدرت قرار گرفته است یا شاید به این دلیل که مدیر اجرایی عمق کاری را که شرکتش انجام می‌دهد نمی‌داند یا نمی‌فهمد، ‌بنابراین نمی‌تواند آن را به خوبی توضیح دهد.
10 - شغل مستقیم مدیر اجرایی
شاید همیشه محصول مطلوب نبود اما همیشه به حدی چشمگیر بود که بتواند در تمام دنیا گسترده شود. در این مورد، استیو همیشه یک هدف داشت: «سلطه روی بازارهای موجود و ایجاد بازارهای جدید در سطح جهانی».
11 - بازاریابی
به مربعی فکر کنید که به چهار مربع کوچک‌تر تقسیم شده است. محور عمودی نشان می‌دهد محصول شما چقدر با محصول رقیب تفاوت دارد. محور افقی ارزش محصول شما را نشان می‌دهد. در سمت راست پایین: ارزش است اما تک نیست و به یک قیمت رقابتی نیاز دارد.
در سمت چپ بالا: تک است اما ارزش نیست، بنابراین شما در بازاری که وجود ندارد اولین هستید. در سمت چپ پایین: تک نیست و ارزش نیست، بنابراین شما یک ابله هستید.
در سمت راست بالا: تک است و ارزش است و این‌جاست که شما می‌توانید هم پول به دست آورید و هم تاریخ را بسازید. برای مثال، iPod تک بود و ارزش داشت چراکه تنها روش برای بارگذاری موسیقی قانونی بود و ارزان بنابراین به‌ آسانی از سوی بزرگ‌ترین تهیه‌کنندگان موسیقی حمایت شد.
12 - برای این‌که بعضی چیزها را ببینی نیاز است که آن‌ها را باور کنی
زمانی‌که در تلاشی تا جهشی به جلو برداری، به دنبال راهی برای فرار از دست کارشناسان می‌گردی، در جست‌وجوی چالش‌های بزرگ هستی، وسواس طراحی داری و تمام توجه خود را روی ارزش واحد پروژه معطوف می‌کنی، باید مردم را متقاعد کنی تا کاری را که مشغول انجام آن هستی باور کنند.
مردم برای دیدن مکینتاش آن را باور کردند و به همین دلیل به واقعیت بدل شد. این اتفاق در مورد iPod، iPhone و iPad هم رخ داد. نقطه آغاز برای تغییر دنیا تغییر ایده‌هاست؛ این بزرگ‌ترین درسی بود که از استیو آموختم.

آموزش داشتن یک مصاحبه شغلي موفق

بـعد از ارسال رزومه تان، براي مصاحبه دعوت شده ايد. اين اولـيــن قدم به سمت شغل مورد نظرتان است. رزومه شما هـويتـــتان را اعـلام مي کند، اما رفتار هاي شما، چه خوب چه بد،ميتواند تاکيدي بر آنها باشد. حال نوبت آن است که مهارت هايتان را نشان دهيد
-آداب
آداب چيزي بيـش از مجـمـوعـه اي از رفــتار هاي مناسب و خـوب نـيـست. در واقـــع زباني است که توسط آن احترام و تـوجه خــود را بديگران بيان ميکنيم. در اين مقاله، "ديگران" مـنـظور مــصاحبه کننده ها هستند، که در حالت معمول نه کمـتر و نه بيشتر از افراد ديگر در زندگي شما تاثير دارند، تا زماني که نوبت مصاحبه خود شما نيز برسد و آنوقت نظر آنها از همه کس مهمتر خواهد شد.
بنابراين، روز مصاحبه شما روزي نيست که بخواهيد نا مرتب باشيد و با بي احترامي و بي توجهي رفتار کنيد. اين اتيکت ها را رعايت کنيد و موفق خواهيد شد.
- سر وقت بيايد
مثل تمام افراد ديگر که سر کار هستند، مصاحبه گر شما نيز مشغول طي کردن ساعاتي از وقت خود سر کار است. نشان دهيد که زمان آنها نيز براي شما ارزشمند است. از اين گذشته، مگر آنها نيز به شما احترام نگذاشته اند که وقتشان را در اختيارتان قرار داده اند و به شما فرصتي داده اند که خودتان را نشان دهيد؟
اگر دير برسيد، ديگران تصور خواهند کرد که فردي خودخواه، بي نظم و گستاخ هستيد. پس زمانتان را تنظيم کرده و سعي کنيد به موقع برسيد و اگر نه تاخيرتان باعث دردسر خواهد شد.
- لباس مناسب بپوشيد
لباس شما براي رفتن به يک مصاحبه شغلي مي بايست با محيط آن کار هماهنگ باشد. اما براي حفظ احترام بايد يک درجه بالاتر از محيط معمولي آنجا لباس بپوشيد. دليلش اين است که اگر لباس نا مناسب بپوشيد، چه بالاتر چه پائين تر از حالت نرمال، اختلال ايجاد مي شود. زماني که توجه بايد روي شما و مهارتهايتان متمرکز شود، لباسهايتان نبايد اختلالي ايجاد کرده و حواس را پرت کند.
اين مثال را در نظر بگيريد: اگر همه افراد در آن محيط کار جين و تي شرت مي پوشند، شما يک پيراهن آستين بلند رسمي بپوشيد. و اگر آنها پيراهن هاي رسمي تن مي کنند، شما کت و شلوار پوشيده و حتي کراوات هم بزنيد
- به طريقه دست دادن خود دقت کنيد
دست دادن عملي متقابل است که براي برقراري ارتباط انجام مي شود. در يک مصاحبه، اين عمل متقابل بين دو فرد غريبه صورت مي گيرد، که مي تواند يکي از اصول اوليه اتيکت مصاحبه به حساب آيد. اگر محکم دست طرفتان را يک يا دو بار بفشاريد و بعد رها کنيد، نشانه ي خوشرويي و ملايمت شماست که مي تواند به سرعت احساسي از امنيت بين دو فرد ايجاد کند.
از طرف ديگر، اگر شل و ول و بي روح دست بدهيد، ممکن است باعث ناراحتي طرفتان شود. و حتي قبل از اينکه آنها فرصت آشنايي با شما را داشته باشند، احساس بدي به آنها منتقل خواهيد کرد. آسوده خاطر کردن اطرافيانتان هدفي مهم در هر آداب معاشرت است. در اين مورد فکر کنيد. آيا واقعاً مي خواهيد در مصاحبه گرتان ايجاد ناراحتي کنيد؟
- تصويري مثبت از خود ارائه دهيد
در حين مصاحبه، زمان هاي بسياري شما نياز به استفاده از آداب و اتيکت ها خواهيد داشت. و اگر آنها را درست و بجا استفاده کنيد، تصويري خوب و مطمئن در ذهن مصاحبه گرتان ايجاد خواهيد کرد. محکم و با قوت صحبت کنيد. نبايد بگذاريد مصاحبه گر از شما بخواهد حرفتان را تکرار کنيد يا شک کند که حرفتان را درست شنيده است يا خير.
به چشمان مصاحبه گرتان نگاه کنيد. اين ژستي اطمينان بخش است که اکثراً افراد به آن پاسخ مثبت مي دهند.
براي صحبت کردن از حرکات بدن به اندازه مناسب استفاده کنيد. حرکات خوب ممکن است علاقه شما را براي آنحا بودن نشان دهد، در حاليکه سست و بي حال بودن نشانه ي بي احترامي و بي تفاوتي است.
مصاحبه کننده تان را با اسم صدا کنيد، اما به تعادل. اين نشان مي دهد که شما دقت کرده و به حرفهايش گوش مي دهيد. همچنين ارتباطي ايجاد مي کند که مصاحبه شما را هر چه بيشتر به سمت موفقيت سوق مي دهد
- دو بار از آنها تشکر کنيد
در آخر مصاحبه، زماني که مي خواهيد از مصاحبه گرتان تشکر کنيد، در نظر داشته باشيد که هم به خاطر زماني که برايتان گذاشته اند و هم براي فرصتي که به شما داده اند تشکر کنيد. مثل سر وقت رسيدن، تشکر کردن از آنها به اين صورت نيز نشان مي دهد که فرد فهميده اي هستيد و براي وقت ديگران ارزش قائل هستيد.
هيچگاه تا آخر آن روز که برايشان يک يادداشت تشکر بفرستيد، مصاحبه را تمام شده نپنداريد. سعي کنيد متن کوتاهي داشته باشد. از ايميل نيز مي توانيد در اين جهت استفاده کنيد. و چون مربوط به مسائل کاري است، بهتراست که به دست خط خودتان هم نوشته نشده باشد
- سه تا نبايد
- بدون آمادگي قبلي در آن روز حاضر نشويد
هر چه بيشتر در مورد شرکت و شغلي که براي آن تقاضا داده ايد تحقيق کنيد، نشانه احترام بيشتر است. خيلي ساده است. فراموش نکنيد که مصاحبه گر شما براي اين شرکت کار مي کند و اين قسمت بزرگي از زندگي آن فرد را تشکيل مي دهد. بنابراين نمايش فروتنانه اما مناسب تصويري از حس تعهد شما به اين مصاحبه، باعث مي شود که بهتر جلوه کنيد
- از صاحب کارهاي قبليتان بدگويي نکنيد
اگر نمي توانيد در مورد کسي حرف هاي خوب بزنيد، بهتر است اصلاً هيچ حرفي نزنيد. خيلي دور از ادب و احترام است که از صاحب کارها و شرکت هاي قبليتان بد بگوييد و با کارهايشان مخالفت کنيد. اين باعث ناراحتي و رنجش ديگران مي شود. از اين گذشته، اين مصاحبه در مورد شما و اين شرکت است نه شرکت ها و افراد ديگر. پس لزومي ندارد که تصويري از صاحب کارهاي سابقتان براي مصاحبه گرتان ارائه دهيد. چون اين مسئله ارتباطي به آنها ندارد
- در مورد هيچ مسئله اي دروغ نگوئيد
به ياد داشته باشيد که به خاطر هيچ مسئله اي، هر چند کوچک، دروغ نگفته و به حرف هايتان شاخ و برگ ندهيد. زيرا انسانهاي محترم هيچگاه دروغ نمي گويند چون نيازي به آن ندارند
- حرف آخر
ممکن است رفتار هاي خوب هيچگاه به چشم نيايند، ولي نتايج آنها هميشه ديده مي شوند. چيزي که نبايد جا بيندازيم نقص در اين آداب و اتيکت هاست. در اين زمينه، شما مي خواهيد که مصاحبه کننده تان فکر کند که شما فردي مهربان، باهوش و جالب هستيد. نه اينکه فردي مطيع و فرمانبردار باشيد و موقع دست دادن مسخره جلوه کنيد و يا از اينکه کثيف ترين شلوار جينتان را در روز مصاحبه تن کرده ايد تعجب کند
ده دقيقه سرنوشت ساز در مصاحبه شغلي
اين ده دقيقه براي شما که قرار است در مصاحبه‌اي شرکت کنيد به چه معناست؟ شايد شما هم شنيده‌ايد که غالبا مي‌گويند: اولين برخورد، مهمترين تاثير را دارد. مصاحبه شغلي شاهد مهمي براي اثبات اين جمله است. مسئولين استخدام در يک سازمان اغلب پس از دست دادن و گفتگوي ابتدايي مي‌دانند که اين فرد را انتخاب خواهند کرد يا نه؟ تنها ده دقيقه طول مي‌کشد تا آنها پيشنهاد کاري يک جوينده کار را ارزيابي کنند و به نتيجه برسند. البته به طور متوسط کل زمان مصاحبه با يک جوينده کار در رده کارکنان ?? دقيقه و در منتخبان مديريت ?? دقيقه طول مي کشد. اين ده دقيقه براي شما که قرار است در مصاحبه اي شرکت کنيد به چه معناست؟ مصاحبه دقيقا همان لحظه اي که شما وارد مي شويد شروع شده است، پس جوينده کار از همان ابتدا بايد چهره‌اي مشتاق و اعتماد به نفس داشته باشد. اولين دقايق گفتگو غالبا لحن و آهنگ بقيه بحث را مشخص مي‌کند، و زمينه را براي پرسيدن اولين سئوالات فراهم مي کند.
در اينجا راهکارهايي براي ده دقيقه اول مصاحبه‌تان به شما پيشنهاد مي‌شود:
1- چهار سئوال مهم را در نظر داشته باشيد. توجه خاصي به پاسخ اين چهار سئوال نشان دهيد:
- چرا به اينجا آمده‌ايد؟ - براي ما چه کاري قادريد انجام دهيد؟ - آيا شما مي توانيد با معيارها و فرهنگ اينجا هماهنگ شويد؟
- چه توانايي ويژه‌اي داريد؟ چه چيزي شما را از بقيه مصاحبه شوندگان متمايز مي‌کند؟
پاسخ‌هايتان را به شيوه خودتان تمرين کنيد (نه يک شيوه ايده آل و کليشه اي). اين پاسخها قادرند عکس العمل شما را در هنگام غلبه بر يک بحران، رهبري يک تيم، برخورد با يک ضرب العجل و به دست گرفتن مجدد يک پروژه شکست خورده در بوته ارزيابي قرار دهند.
2- درباره شرکت مورد نظر تحقيق کنيد. هميشه قبل از رفتن به مصاحبه درباره آن شرکت پرس و جو کنيد. چه کساني هستند؟ چه مي کنند؟ مهمترين توليدات و خدمات آنها چيست؟ رقبايشان کيستند و اخبار مهم جاري مربوط به آنها چيست؟ دليل اين کار اين است كه اولين دقايق مصاحبه زمان تعريف و تمجيد از آنهاست.
3- نقش خود را بشناسيد. در اين ده دقيقه مثل اين است که شما وارد سکوي نمايش شده‌ايد و بايد جوري نقش خود را بسازيد که عناصر اصلي شخصيت شما مشخص شود. نقشي که شما بازي مي کنيد يک رفع کننده مشکل است نه يک جوينده کار. در اين نقش شما مي‌دانيد چرا به آنجا آمده‌ايد، نسبت به اين شرکت اشتياق داريد و شما مي‌دانيد که قادريد آنها را براي رسيدن به هدفشان ياري دهيد. با اين عوامل شما قادريد به سمت سئوالات نشانه رفته و برگ برنده اي به دست مي آوريد که ثابت مي کند هوش و اشتياق لازم براي کار را داريد.
اغلب سوالاتي كه بيشتر از همه در مصاحبه‌هاي استخدامي مطرح مي‌شوند
- درباره تجربيات حرفه‌اي‌تان بگوييد.( از شغل و كارفرماي قبلي و ...)
- فعاليت‌هاي فوق برنامه‌ي شما چيست؟
- ميزان حقوق دريافتي در كار قبلي شما
- آيا حاضر به مسافرت و ماموريت هستيد؟
- چرا كار قبلي‌تان را ترك كرده‌ايد؟
- چگونه خود را ارزيابي مي‌كنيد؟ بهترين كيفيت‌ها و بيشترين ضعف‌هاي شما كدامند؟
- برنامه و اهداف شغلي شما چيست؟
- ازما؟ سازمان ما؟ محصولات ما؟ بازار ما؟ مشتريان ما؟ رقباي ما چه مي‌دانيد؟
- تحصيلات شما چيست؟ آيا دوره‌هاي آموزشي مداومي را دنبال كرده‌ايد؟
- شيوه كار شما چگونه است؟
- از خودتان حرف بزنيد.
- چرا و چگونه فكر مي‌كنيد مي‌توانيد در توسعه سازمان ما موثر باشيد؟
- سطح معلومات شما چقدر است؟
- از چه زماني آماده به كار هستيد؟ در حال حاضر فعاليت شما چيست؟
- كار در گروه را دوست داريد و چگونه خود را با يك گروه تطبيق مي‌دهيد؟
- ميزاد حقوق درخواستي و پيشنهادي شما
آمادگي در روز مصاحبه شغلي
- خود را به سلاح موفقيت مجهز نماييد.
- مطمئن شويد كه داراي ظاهري تميز و آراسته و خوش‌ لباس هستيد.
- براي رسيدن سر وقت به محل مصاحبه براي خود زمان بيشتري در نظر بگيريد.
- تمام اسناد و مدارك تآييد كننده وضعيت فعلي خود را آماده و مهيا سازيد.
- لوازمي را كه جهت نوشتن به كار مي‌روند، بهمراه داشته باشيد.
- خودتان را معرفي نماييد. به كسي كه با شما مصاحبه مي‌كند به ملايمت دست بدهيد و لبخند بزنيد.
- اجازه دهيد كه مصاحبه كننده بر بحث و گفتگو كنترل داشته باشد.
- به هنگامي كه از شما سوالاتي بحث‌انگيز و غير منتظره پرسيده مي‌شود، به بي‌راهه نرويد و آشفته و بي‌ربط جواب ندهيد.
- طوري وانمود و رفتار كنيد كه علاقه‌مند به نظر برسيد.
- به آنچه مصاحبه كننده بيان مي‌كند، توجه نماييد.
- براي بهبود رفتارتان و ارايه‌ي طرز برخورد مناسب و عالي برنامه‌ريزي نماييد.
- هميشه بر جنبه‌هاي مثبت تاكيد نماييد.
- ساختار مثبتي را براي تكلم برنامه‌ريزي نماييد.
- با متانت ايده‌هاي كليدي خود را بيان كنيد.
- از بكار بردن زبان غير ادبي و غير جدي و اصطلاحات خاص عاميانه بپرهيزيد.
- جلوه‌اي آرام و با اعتماد به‌نفس داشته باشيد.
- جلسه را مصممانه پايان دهيد.
تأثير مثبت زبان بدن در مصاحبه استخدامي
مطالعات مركز تحقيقات IBM نشان داده است، افرادي كه داراي پوشش ظاهري مناسب محيط و آراسته هستند حدود 40 درصد بيشتر از آنهايي كه كمتر اين نكات را رعايت مي‌كنند بر اطرافيات خود تأثير دارند. حال برخي نكات براي پوشش بهتر را متذكر مي‌شويم:
- در هر شغلي، پوششي كه بيشترين درصد استفاده را در ميان افراد آن شغل دارد برگزينيد.
- پوشش شما بهتر است كاملاً تميز و خوش دوخت باشد.
- در صورت امكان از يك عطر يا خوشبو كننده‌ي ملايم استفاده كنيد.
- كفش‌ها واكس‌زده باشند.
- اگر كيف دستي همراه داريد بايد تميز باشد.
- حداكثر فقط يك كيف يا ساك دستي هنگام مصاحبه همراه داشته باشيد.
- هنگام احوالپرسي با مصاحبه‌گر دست بدهيد.
- افراشته بايستيد، لبخند كوچكي داشته باشيد و برخوردتان دوستانه باشد.
- خيلي نزديك شخص مصاحبه‌گر نباشيد و فاصله خود را با او تنظيم كنيد.
- هنگام صحبت به چشمان مخاطب نگاه بيندازيد ولي خيره نشويد.
- سعي كنيد تا حدي حالت مصاحبه‌گر را داشته باشيد ولي نه تا آن اندازه كه حالت شما مصنوعي شود.
- هنگام نشستن دست به سينه نباشيد.
- هنگام خداحافظي با مخاطب خود دست بدهيد.
تاكتيك هاي جستجوي كار
تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده‌ايد؟ اگر شما خيابان‌ها را در جستجوي اولين شغل خود زير پا گذاشته‌ايد، در اقتصاد كنوني ممكن است خيلي دير كار پيدا كنيد. براساس توصيه‌هاي كارشناسان اشتغال در اينجا 3 نكته براي اينكه زودتر كار پيدا كنيد ارائه شده است.
1- منتظر ننشينيد، پيگيري كنيد.
ريچارد ديودكا مي‌گويد: در بازاركار كنوني منتظر نباشيد كه شركتها شغل به شما پيشنهاد كنند، انتظار نداشته باشيد رزومه‌اي كه پست كرده‌ايد را جواب دهند. او مي‌گويد : فقط با كساني كه تصميم‌گير هستند ارتباط برقرار كنيد.
2- در جستجوي اطلاعات باشيد.
هر چه بيشتر در مورد شركتي كه مي‌خواهيد برايش كار كنيد بدانيد بهتر مي‌توانيد رزومه و درخواست استخدام خود را تنظيم كنيد تا نظر آنها را جلب نمائيد. در مصاحبه بهتر عمل خواهيد كرد.
3- به شبكه متصل شويد.
شبكه ارتباطي هم بسيار مؤثر است و هم وسيله‌اي جامع و كامل است. در اين جعبه براي هر جوياي كار وسيله اي هست.